سامانه پیامک لحظه ها : 5653 000 765 3000  ( ارسال مطلب عاشقانه )

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

داستان غم انگیز و عاشقانه جدایی

داستان غم انگیز و عاشقانه جدایی

آن شب شب نحسی بود …

با او تماس گرفت : چرا ؟ مگه من چی کار کردم ؟

دختر در جوابش : تو … نه عزیزم تو خیلی پاکی … ولی من … تو لیاقتت بیشتر از منه …

گفت : این حرفا چیه ؟ تو می دونی یا من ؟ من دوست دارم … به خدا بدون تو می میرم …

دختر گفت : این از اون دروغا بودا … ولم کن … ازت خسته شدم … تو زیادی عاشقی …

پسر : مگه بده آدم عاشق باشه … ؟

دختر : آره واسه من بده … عشق دروغه …

پسر : نه به خدا من عاشقتم …

دختر : ولم کن حوصلتو ندارم …

پسر آهی کشید و گفت نه تو رو خدا نمی خوام از دستت بدم …

صدای قطع شدن مکالمه آمد …

تازه به خانه رسیده بود … وارد اتاقش شد و با دیدن عکس او در پشت زمینه ی کامپیوترش ، اشکش جاری شد …

آهنگ مورد علاقه ی او را گذاشت تا پخش شود …

به اواسط آهنگ رسیده بود که بغضش ترکید …

بود و نبودم … همه وجودم … آروم جونم … واست می خونم … دل نگرونم اگه نباشی بدون چشمات مگه میتونم ؟

گرمی دستات … برق اون نگاه … یادم نمیره طعم بوسه هات … کاشکی بدونی اگه نباشی … می شکنه قلبم بی تو و صدات …

و می گریست …

بدون شام خوردن به رختخواب رفت … و با فکر او به خواب …

ساعت ۳:۱۲ بامداد بود … از جا پرید … خواب او را دیده بود …

بلند شد و روی تختش نشست … به بی معنی بودن زندگی بدون او پی برده بود …

نمی خواست دیگر با هیچ کسی باشد … پیامکی ارسال کرد :

” الان که این پیامک رو می خونی جسمم با تو غریبه شده ولی بدون روحم همیشه دوست داره ، دیدار به روز بیداری بدن ها … دوستت دارم … بای “

به بیرون از اتاقش رفت … داخل آشپز خانه شد …

پنجره ی آشپز خانه به اندازه ی او بزرگ بود …

داخل کوچه را نگاهی کرد …

سکوت در کوچه ی ساختمانشان فریاد می کشید …

پنجره را باز کرد …


۱۰۵ دیدگاه

  1. sani می‌گه:

    مرد؟؟؟؟نه

  2. zahra می‌گه:

    حالم از هرچی دوست داشتنه بهم میخوره.شیطونه میگه کسایی ک باورشون نمیشه طرف مقابل دوسش داره ترورش کنه.

  3. ناشناس بمونه بهتره می‌گه:

    دوست ندارم اینو بگم ولی منم میخوام بایکی که میدونم خیلی دوسم داره همین کارو کنم هنوز جراتشوپیدانکردم ولی یه روزی بهش میگم چون نمیتونم به خودم به دلم دروغ بگم خسته شدم ازبس دوست دارماشو شنیدمو تا خواست اززبون منم بشنوه حرفو عوض کردم یا بعضی اوقات به ناچار دروغ گفتم که دوسش دارم مطمئنم که اگه روزی همین حرفای توی داستانو بهش بزنم دیوونه میشه مطمئنم یکاری دست خودش میده اینو بارهاو بارهابهم ثابت کرده میدونم الان پیش خودتون میگید چقد پستم ولی تاحالا شده یکی انقددوستون داشته باشه که حاضر جونشوواستون بده ولی شما تنها حسی که بهش دارید یه دوست داشتن خیلی معمولی.هنوز بهش نگفتم نمیدونم چرادارم وقتتو تلف میکنم هرروزکه بگذره بیشتربهم وابسته میشه بچه بانظراتون بهم کمک کنید بنظرتون بهش بگم یا دلشونشکنمو به همین رابطه یکطرفه ادامه بدم خواهش میکنم کمکم کنید.

  4. jiar mohammad poor می‌گه:

    خیلی باحال بودایول اشکمودراوردی

  5. somaye می‌گه:

    ‏‎ ‎رسم زمونه همینه،بایدنفهمن دوسشون داری أگه فهمیدن تنهات میذارن…کاش میشدکسی رو دوست نداشت

  6. مسافر شهر غم می‌گه:

    درکش میکنم!… خودم چند وقته یکیو دوسش دارم اتفاقا میدونه ولی بی توجهی میکنه اصلا انگار نه انگار

  7. rozita می‌گه:

    باید بگی پایان تلخ بهترا ز یه عمر بدبختیه

  8. زیبــــــــــا بـــــــــود♥

  9. ادامش اینه:

    با باز شدن پنجره ، شب به داخل خانه نفوذ کرد …

    پاهایش را از پنجره بیرون گذاشت … و بدنش هنوز لب پنجره بود …

    و وداع کرد …

    صدایی سرد از کوچه آمد … ساعت ۳:۳۴ دقیقه بامداد بود … جسمی به پایین افتاده بود …

    نخواست مزاحم کسی بشود برای همین نیمه شب را انتخاب کرد …

    و روحش به آرامش ابدی رسید و جسمش نسیب خاک شد … همانطور که از خاک آمده بود …

    صبح مادرش قبل از اینکه به آشپز خانه برسد داخل اتاق پسر شد …

    پسر را نیافت …

    ولی گوشی او را در حال زنگ خوردن دید …

    تماس هایی پشت سر هم و بی وقفه از یک دختر …

    و ده ها پیام یکسان در گوشی دید که تازه از طرف دختر ارسال شده بودند :

    ” نه تورو خدا نه … نمی خوام دیگه ازت جدا باشم …. فکر کن حرفای دیشبم فقط یه شوخی بود …

    تورو خدا ازم جدا نشو …. بخدا منم دوستت دارم ”

    زمان ارسال پیام ساعت ۳:۳۵ دقیقه ی بامداد بود …

    و مادر … وارد آشپز خانه شد … طبق عادت از پنجره به پایین نگاهی کرد ….

  10. ریحانه می‌گه:

    به کسی که ناشناس بمونه بهتره..

    نمیدونم باید چی باید بگم ولی فکر میکنم خیلی لذت بخشه که یکی واقعا دوستت داشته باشه
    فقط یه تنها میفهمه که من چی میگم

    پیشنهاد میکنم بری و باهاش حرف بزنی
    ازش بخوای عشقشو ثابت کنه

    راستی اینو به همه میگم
    یادتون نره دنیا دو روزه یه روز امتحانتو میدی روز بعد کارنامه تو میدن دستت

  11. amir می‌گه:

    منم عاشق یه دختر زیبام خیلی دوستش دارم ولی خودش نمیدونه ١ماه است که از هم جدا شدیم و من خیلی دارم عذاب میکشم و میدونم که اینطوری ادامه بدم به زودی خودکشی میکنم شاید وقتی سرخاکم اومد عشقمو باور کنه. مرسی داستانت خیلی خوب بوووود…

  12. دیار غم می‌گه:

    به کسی که ناشناس بمونه بهتره
    تو اگز دوسش نداری مگه مریضی که باهاش دوست شدی نمیدونم باید چکار کنی ولی خدارو به خداوندی خودش قسم میدم هرکس با احساسات کسی بازی کنه به درد عشقی صد برابر سخت تر گرفتار بشه
    منم عاشق یه دختر بودم به اسم نرجس دیوونش بودم تمام زندگیم بود،دانشجوی رشته کامپیوتره،وقتی به دیدنش میرفتم تمام مسیر آواز میخوندمو شاد بودم اما هروقت ازپیشش برمیگشتم با دلتنگی تمام مسیرو تاخونه میرفتم،چندبار به خواستگاریش رفتم خونوادش قبول نکردن تا دفعه چهارم که قبول کردن اما بیکاریمو بهونه کردن و گفتن تا زمانی که برم سرکار باید منتظرش بمونم منم قبول کردم اما درکمال ناباوری بعد چندوقت بهم گفت دوسم نداره و همیشه واسم نقش بازی میکره که دوسم دار دنبال دلیل بودم که فهمیدم بهم خیانت کرده دو ماه ونیم از اون روز میگذره اما هنوز نتونستم بااین واقعیت کنار بیام زندگی کاملا واسم بی معنی شده،اون منو دو سال بازی داد دو سال الکی بهم ابرازعلاقه میکردو من واسه خاطرش حاضر بودم جونمو بدم،هرچند منو با این کارش نابود کرد ولی هنوز دوسش دارم و واسش آرزوی خوشبختی میکنم،امیدوارم یه روز این متنو بخونی،اگر خوندی بدون که خیلی دوست دارم و هیچوقت هیچکس حتی ذره ای جاتو نمیگیره نفسسس…

  13. کیارش می‌گه:

    ببینید دوستان من عاشق دختری شدم که از عهد قاجار طایفه ما با طایفه اونا دشمنی داشتن. به نظر شما من کدوم رو انتخاب کنم؟ عشقم رو یا طایفه ام رو؟

  14. shamim می‌گه:

    خواهش میکنم اگر هنوز بهش نگفتی هیچ وقت بهش نگو
    در عوض خودتو به عشقش عادت بده
    نابود می کنی نه اونو بلکه خودتو
    اگه می دونی واقعا دوست داره دلشو نشکن
    غرور یه پسر واسه شکستن نیست
    با این کار هم قلبشو هم غرورشو می شکنی
    از دستش که بدی می فهمی چقد بده کسی دوست نداشته باشه
    قدرشو بدون شاید دیگه هیچ وقت کسی اینجوری عاشقت نشه
    خواهش میکنم
    یاد بگیر که عاشقش باشی
    بفهم که چقدر خوشبختی
    دستی دستی خوبختی خودتو له باد نده

  15. shamim می‌گه:

    به amir
    اقا امیر کسی که قدر عشق پاک تورو ندونه ارزشه اینو نداره که جونتو واسش بدی
    اگر بلایی سر خودت بیاری تو می ری
    اره شاید دیگه عذاب نکشی
    وی چند لحظه خودتو بذار جای مادرت
    با خود کشی تو فقط تو نستی که می میری خانوادت با تو.می میرن
    با فرق اینکه همش باید تظاهر کنن که زندن این خیلیی سخت تره
    امید وارم تا حالا بلایی سره خودت نیاورده باشی
    ول بدون اگر الان نشد واسه اینه که خدا داره امتحانت می کنه
    صبر کن
    درست می شه
    باور کن درست می شه یه جوری که حتی خودتم باورت نشه
    بعدم اینو همش یادت باشه همه لیاقت عشقو ندارن
    عشق پاک لیاقت می خواد جنبه می خواد
    اگر نداره تقصیر تو نیست تو نباید واسه بی لیاقتی اون صدمه ببینی

  16. سحر می‌گه:

    من خودم دخترم ولی واقعا دخترا خیلی بی وفااند

  17. Elena می‌گه:

    عزیزم میتونم درکت کنم ک چ حسی داری
    سخته با کسی باشی ک هیچ حسی بهش نداری ولی اگه بخوای دلشو بشکنی اون ک ی روز تو رو فراموش میکنه ولی تو میمونی با کلی پشیمونی.
    ی روز پشیمون میشی از کاری ک کردی.پس بهتر در این مورد فکر کن

  18. nina می‌گه:

    وا خو تقصیر پسرام هس بس ک دروغ میگن.ی پسره ب من ی سالو خرده ایه ک ابرازعلاقه میکنه ولی من باورش ندارم ی جورایی میترسم میشه کمک کنید چطور مطمعن شم؟////

  19. الی می‌گه:

    عاشق‏ ‏شدن‏ ‏واقعا‏ ‏سخته‏ ‏من‏ ‏الان‏ ‏چهارساله‏ ‏عاشق‏ ‏یه‏ ‏پسر‏ ‏هستم‏ ‏‏ ‏دوتامونم‏ ‏هم‏ ‏دیگه‏ ‏رو‏ ‏دوس‏ ‏داریم‏ ‏اما‏ ‏خانواده‏ ‏هامون‏ ‏راضی‏ ‏نیست‏ ‏‏ تو‏ ‏دوراهی‏ ‏موندیم‏ ‏میشه‏ ‏بهمون‏ ‏کمک‏ ‏کنید‏ ‏باید‏ ‏چکار‏ ‏کنیم‏ ‏؟چون‏ ‏من‏ ‏واقعا‏ ‏بدون‏ ‏اون‏ ‏نمیتونم‏ ‏زنده‏ ‏باشم‏ ‏

  20. سیب هستم می‌گه:

    بهش بگو عزیزم اخه دوستت داره نامرد تو هم میتونی عاشقش باشی دلشو نشکن چون خودم از عشم دارم جدا زندگی میکنم توروخدا بهش بگو

  21. بهت پیشنهاد میکنم تو روی خونوادت وایستا چون ارزشش خیلی بیشتر از این حرفاس خودم خجالت کشیدم و نگفتم ک دوسش دارم الانم دارم با ی عشق اجباری زندگی میکنم خیلی سخته بخدا …….توروخدا نذار زندگیت تباه بشه فدات

  22. عسل می‌گه:

    سلام ناشناس به نطر من حس خوبیه که کسی از ته دل دوستت داشته باشه تجربه ی منه.احساس امنیت داری ارامش دلت قرصهگ

  23. مریم می‌گه:

    ب این فک کن ک اگه جای ادن باشی و کسی ک خیلی دوسش داری و حاضری جونتم واسش بدی،یه عمر باعشق به اون زندگی کردی و رویاهاتوبااون ساختی این حرفوبهت بزنه چه حالی میشی؟

  24. الی می‌گه:

    سلام بچه ها من نظرهاتون رو تازه دیدم ممنونم ازتون من خانوادمو خیلی دوس دارم و بهشون اهمنیت میدم ولی نمیتونم عشقمو از دست بدم چون اولین عشق زندگیم بوده بدون اون نمیتونم واقعا اگه کسی تجربه کرده باشه میفهمه من چی میگم  

  25. الی می‌گه:

    چون عشق من خیلی پاکه و مهربون هرگز کسی جاشو تو قلبم نمیگیره هرگز حتی اگه بهش نرسم

  26. الی می‌گه:

    تنهای دنیا حرفات خیلی درسته ادم باید واسه عشقش بجنگه چون اونایی به عشقشون نرسیدن یه عمر در حسرت هستن

  27. الی می‌گه:

    ترسم از روزیه که بچم بگه عاشق کی بودی ،و من اسم کسی رو بگم که پدرش نیست….سامی

  28. جوجو می‌گه:

    الی بهت پیشنهادمیکنم واسه عشقت تاپای جونت بجنگ زندگی بی عشق معنی نداره

  29. الی می‌گه:

    می نویسم نامه و روزی ازاینجامیروم/ باخیال او ولی تنهای تنها میروم /درجوابم شایداوحتی نگویدکیستی/ شایداوحتی بگوید لایق من نیستی /مینویسم من که عمری باخیالت زیستم/گاهی ازمن یادکن اکنون که دیگرنیستم تقدیم به عشقم

  30. الی می‌گه:

    جوجو حرفت کاملا درسته مگه کسی هم هس که دوس نداشته باشه به عشقش برسه من ارزوم فقط عشقمه ولی هیچ کسی نمیتونه منو درک کنه الان با عشقم قهرم چی تو دلم هست ماهمو دوس داریم خیلی زیاد ولی اون یدفه هایی یه رفتاری نشون میده که من فکر میکنم دوس داشتنش کم شده بچه ها به نظرتون وقتی یه دختر با عشقش قهر میکنه عشقش نباید زنگ بزنه بینم طرفش چرا ناراحت شده ها ؟ عشق من جدیدا بی احساس شده من جونمو واسش میدم اونم منو دوس داره ولی نشون نمیده ابراز نمیکنه اینقد دوسش دارم انتظارایی بهش دارم که …… خیلی روش حساسم همین باعث شده زود ناراحت بشم ولی فعلا قدر همو نمیدونیم تا وقتی خدای نکرده از هم دور بشیم حسرت این روزا رو بخوریم  

  31. الی می‌گه:

    جوجو حرفت کاملا درسته مگه کسی هم هس که دوس نداشته باشه به عشقش برسه من ارزوم فقط عشقمه ولی هیچ کسی نمیتونه منو درک کنه الان با عشقم قهرم چی تو دلم هست ماهمو دوس داریم خیلی زیاد ولی اون یدفه هایی یه رفتاری نشون میده که من فکر میکنم دوس داشتنش کم شده بچه ها به نظرتون وقتی یه دختر با عشقش قهر میکنه عشقش نباید زنگ بزنه بینم طرفش چرا ناراحت شده ها ؟ عشق من جدیدا بی احساس شده من جونمو واسش میدم اونم منو دوس داره ولی نشون نمیده ابراز نمیکنه اینقد دوسش دارم انتظارایی بهش دارم که …… خیلی روش حساسم همین باعث شده زود ناراحت بشم

  32. یه عاشق می‌گه:

    سلام بچه ها دیشب اینقدر گریه کردم که فک نکنم دیگه اشکی داشته باشم با کسی که دوسش دارم ونزدیک ۴سال منتظر هم موندیم به خاطر مخالفت خانوادم تموم کردم ولی بازم بش گفتم هنوز امیدوارم بش گفتم تلاشتو بازم بکن واسم سخته که بخوام فراموشش کنک یعنی نمیتونم تا حالا دوبار سعی کردم فراموشش کنم ولی علاقم نسبت بش صد برابر شده این بار دیگه میدونم نمیتونم دوام بیارم میام سر کار ومیرم ولی اصلا نمیدونم چطور اومدم کی رسیدم تو رو خدا فقط کمکم کنید بگید چکار کنم ون دیشب واسه اولین بار جلو مامانم کریه کردم اخه میدونید این اولین عشق زندگیمه واز خدا میخوام اخریشم باشه واسم سخته خیلی سخت

  33. دلباخته می‌گه:

    guys all your ideas were wonderful my beloved has left me 1 year ago i missed him i thought she loves me but all hers speak were lies please do not lie to your beloved

  34. سلام به همه ی هم دردام
    من عاشق دختری ام که یه زمون بتش بودم,اینقدر براش اهمیت داشتم که زمین و زمان و بخاطرم به هم میریخت و اگه یه لحظه ازم خبر نمیشد از گریه و نگرونی حالش بد میشد و تا یه هفته صداش میگرفت اما بعد ۳ سال الان دیگه واسم تره هم خورد نمیکنه…الان ۴ روزه تصادف کردم از ۴جا شکستگی دارم ولی حتی یبارم ز نزده ببینه مردم یا زنده…
    به این نتیجه رسیدم که تو تموم رابطه های واقعا عاشقانه فقط یه طرف دیوانه وار عاشق طرف مقابلشه و اون یکی فقط یه مدت حوسش و با اون خالی میکنه…برام مهم نیست که اگه از نبود عشقم بمیر یا خود کشی کنم مادرم غصه میخوره…ب ام مهم اینه که واقعا نمیتونم بدون اون باشم…طوری منو دیوونه ی خودش کرد که حتی بخاطر یه لبخندش سرمو میدم حتی اگه منو نخواد…
    الان نمیدونم داره چیکار میکنه…
    شاید تخت گرفته خوابیده فقط از خدا میخوام همیشه خوش باشه، فقط میخوام همیشه بخنده، حتی اگه دلیل یه لبخندش مرگ من باشه حتی یک ثانیه هم وقت رو تلف نمیکنم…

  35. دلشکسته می‌گه:

    سلام چرا بعضیاتون تالکی جو میدین@قبول کنیین صداقت ووفاداری دیگه برا بعضی پسرا ودخترا معنی نداره بنده ۶سال عاشق یه پسر ترک بودم من خودم کردم ولی بعد ۶سال خاطره وسختی وقتی که قراربود بیاد رفت بایدختر دیگه میدونی ۶سال صبا من بیدارش کردم برا درس وکار ،من پابه پاش گریه کردم توسختیا تکیگاه اش بودم محرم اسرارش ولی اون نامردی کرد به دوستدخترش گفته جدیدا به من اس بده که قراره ازدواج کنن دیگه اونو فراموش کنم کاش خودش اونقدر جرات داشت ومرد بود که بهم میگفت برو، لعنت به اون کسی که نمیرفت واله تا عمر دارم نفرینش میکنم

  36. یه بدبخت می‌گه:

    منم ی روزی عاشق بودم هنوزم هستم ولی عشقم اصلا بهم توجه نمیکنه هر کاری واسه بدست اوردنش کردم اما فایده نداشت دیگه موندم چیکار کنم.

  37. دلشکسته می‌گه:

    توجه ؟!وقتی مریض بود چون اون تبریز بود ومن کرمانشاه تاصبح همش بهش زنگ واس میدادم ببینم اقا حالش خوبه یانه @ اخه ما خونوادهامونم درجریان بودن تنها چیزی که الان اذیتم میکنه خاطرات گذشته اس ۷ماه که افسردگی گرفتم۴شهریورم بابام فوت کرددیگه بدتر بخدا حتی فهمید بابام فوت کرده یه تسلیتم نگفت باوجود اینکه …شرم اورن عشقای ایندوره

  38. منو جون پناه خودت کن برو
    بذار پای این ارزو وایستم
    به هرکی بهم گفت ازت رد شده
    قصم میخورم من خودم خواستم
    منو جون پناه خودت کن برو
    من از زخم هایی که خوردم پرم
    تو باید از این پله بالا بری
    تو بالا نری من زمین میخورم
    **********
    درست لحظه ای که تو باید بری
    اسیر یه احساس مبهم شدیم
    ببین بد یک عمر پرپر زدن
    چه جای بدی عاشق هم شدیم
    برای تو مردن شده ارزوم
    یه حقی که من دارم از زندگیم
    نگاه کن تو این برزخ لعنتی
    چه مرگی تلبکارم از زندگی
    ***********
    به هرجا رسیدم به عشق تو بود
    کنار تو هرچی بگی داشتم
    ببین پای تاوان عشقم به تو
    عجب حسرتی تو دلم کاشتم
    اگه فکر احساسمونی برو
    اگه عاشق هردومونی برو
    تو این نقطه از زندگی مرگ هم
    نمیتونه از من بگیر تورو….

  39. دلشکسته می‌گه:

    سلام عاشق بی معشوق تجربه ثابت کرده هر چی مدت دوستی بیشتر باشه سردی میاره مخصوصا اگه دوطرفم از هم دور باشن بعدش سعی میکنن واسه هم جایگزین پیدا کنن البته همه اینطوری نیستناعین من که اقا تحمل نیاورد وخیانت کرد من ۶ماه عذاب کشیدم تافراموشش کردهام بعد ۶سال که عاشقش بودم وخلاصه براش حاضر بودم جون بدم هر چی بهانه پول ندارمو ،خوشبختت نمیکنم …دروغه عشق به قلب ادماس نه به اینچیزا پس غصه نخور اقا پسر برو باهاش رک حرفت وبزن این توایی که عذاب میکشی وقتی تو یه رابطه طرفت رفتارش عوض شد وبی محلی کرد بدون پای کسی در میونه اینم بدون هرکسی لایق یه عشق پاک نیست

  40. خانم دلشکسته الان که کسی که یه عمر با عشقش نفس کشیدین و با عشقش زنده بودین ولتون کرد به چه حالی موندین?
    داغون نشدین ایا?
    چطور دووم اوردین?
    میشه از حالتون بهم بگین?
    هرشب ساعت ۱۱ میرم تو تختم صبح ساعت ۵ از بس اشک میریزم بالاخره خوابم میبره…
    اونم تازه ساعت ۵ میخوابم ۷ بیدار میشم…تو اون ۲ ساعتم هزار بار کابوس میبینم که بهم خیانت میکنه
    من الان دقیقا مثل جسد متحرکم
    سهمم از کسی که زندگیمو دنیامو به پاش ریختم روزی ۱دونه اس ام اس هست اونم جمعا ۲ کلمه”سلام خوبی?”
    داغونم
    به سختی نفس میکشم
    احساس میکنم اخرای خزون زندگیمه….دیگه رفتنی شدم…
    واقعا برای همه ی اونایی که یروز کسیروکه تا حد مرگ عاشقشون بودنو تنها میذارن و هوا برشون میداره و میرنباید بگم حتی دس مریضاد…
    طوری دلمو خورد و خاکشیر کرد که بولدوزر هم نمیتونس اینطوریش کنه…
    اما امییدوارم همیشه شاد باشه,همیشه خوشحال باشه,همیشه بخنده، من ارزویی جز خوشبختی و شادیش ندارم…
    حتی اگه ول کردن من شادش میکنه خوشحالم که شاده…

  41. دیگه بریدم
    وقتی عاشقم بود یکی از پیرهناشو بهم یادگاری داده بود غافل از اینکه اون پیرهن یروز میشه تنها همدمم، رفیق تنهایی هام، گوش شنوام، سنگ صبورم، همه زندگیم…
    از ادکلنی که عشقم میزد خریدم و هر شب به اون پیرهنه میزنمو شب تا صبح اون پیرهنو محکم بغل میکنمو تا صبح تو آغوش اون پیرهن گریه میکنمو باش درد دل میکنمو قربون صدقش میرمو سعی میکنم جای خالی عشقم رو با اون پیرهن پر کنم ، اما ته دلم فقط یه حسرته….حسرت اینکه کاش الان این پیرهن تو تن عشقم بود و اون آرومم میکرد…
    دلم واسه دلم میسوزهبیچاره خیلی سادست، هی به خودش امید الکی میده که اشکال نداره اون یروز برمیگرده….اما منطقم با اینکه میدونه این حرفا همش کشک و اون دیگه برنمیگرده نمیخواد امید دلمو ازش بگیره و داغونترش کنه….کارم به جایی رسیده که منطقم هم دلش واسه دلم میسوزه….جوری عاشقم کرد که منطقم هم با عاطفه و احساس تصمیم میگیره….
    ای دل ساده، ای دل غافل، ای بی صاحاب…
    فقط از خدا میخوام باهاش کاری نداشته باشه، میخوام عوض این دل و از اون باز نکنه، ازش میخوام همیشه اونو سالم و سلامت پیش خونوادش شاد و خوشبخت ببینم…منم دیگه آخرامه، میدونم چند صباحی بیشتر تو این دنیا مزاحمش نیستم…

  42. مهربون می‌گه:

    سلام ای یه عاشق سعی کن تاهرجایی که میتونی عشقتوول نکن وگرنه تااخرعمرت حسرتشومیخوری حتی اگه ی عشق ازاون بهتربیادسراغت.تروخداتنهاش نذار

  43. نام می‌گه:

    اقاکیارش بهتره عشقتودرکنارخونوادت انتخاب کنی ودراخرم دیدی بازقبول نکردن ومعشوقت واقعادوست داره توم دوسش داشته باش تروبخداقسمت میدم ولش نکن عشقت دق میکنه چون من خودم کشیدم

  44. دلشکسته می‌گه:

    سلام عاشق بی معشوق تمام تلاشتو برای بدست اوردن عشقت بکن اگر واقعا عاشقه .عشقش پاکه ولی نه مثل من خودتو بخاطر یه ادم که هرروز با یدختر بود کوچیک کنی من با کمک دوستام وخانواده ام بعد ۷ماه افسردگی شدید فراموش که چه عرض کنم سعی کردم ولی اعتراف میکنم نمیشه هر شب نفرینش میکنم وبا چشاومتکای خیس میخوابم۲۵اذر تولدشه باوجود خیانتاشوتمام بدیاش یادمه

  45. شده تا حالا حتی ارزو کنید تمام دنیا رو سرتون خراب شه و تمام بدبختی ها بی پولی ها سختی ها درد ها غم ها و غصه ها تو دنیا فقط مال شما باشه اما فقط یه نگاه عاشقانه ی عشقتون رو هرروز ببینید…
    تا حالا شده بخواین همه عالمو ادم حتی خونوادتون نباشن و فقط اون باشه….
    تا حالا شده یه بو اینقدر به گریتون بندازه که گاز اشک اور هم اون قدرت رو نداشته باشه?یه عکس چطور?یه عکس تونسته اینقدر ببه گریتون بندازه که…
    تا حالا شده تنها ارزوتون شادی کسی باشه که مثل حیوون ولتون کرد…
    هر روز صبح وقتی همه جا تاریکه و همه تو خواب شیرینن پا میشم پیاده میرم دم درشون، از خونه ی ما تا خونه ی اونا پیاده ۲ ساعت رهاه، میرم و زیر پنجره ی اتاقش میشینم، کمی بو میکشم، کمی از هوای خارق العاده ی اون کوچه تنفس میکنم و از خوشحالی این که با عشقم فقط چند متر فاصله دارم زار زار گریه میکنم، تو این اواخر همسایه هاشون بهم شک کرده بودن حالا هر روز یه لباس رفتگری میپوشم و به بهانه ی جارو کشیدن باز میرم اونجا
    وقتی هوا روشن میشه برمیگردم و باز چشم انتظار صبح فردا…
    تنها دلیل اینکه تاحالا خودمو نکشتم ترس تنفس نکردن اون هوای زیباست
    نمیتونم تصور کنم دیگه اونم از دست بدم…
    اش ادما میفهمیدن که عمرشون اونقدری قد نمیده که بشه یه اشتباه رو زود جبران کرد…
    کاش ادما میفهمیدن مقدس ترین و ارزشمند ترین نعمت عشقه نه پول…
    اگه ۲تا عاشق واقعی با هم باشن چون قدرت عشق باهاشونه به ولای علی قسم میتونن دنیارو زیرورو کنن…
    با وجود اینهمه ادم نادان در تعجبم خدا فرشته های دانا و پاکشو چرا وادار به سجده ی انسان کرد…
    کاش ادما میفهمیدن هیچ چیز جز عشق نمیتونه از ارامش اشباعشون کنه…
    خدایا فقط شاد و خوشحال باشه
    واسه من همین بزرگترین نعمتت…

  46. دلشکسته می‌گه:

    عاشق بی معشوق بخدا حرصم میگیره اینقدر به فکر کسی هستی که حتی پشت سرشو نگاه نکرد بنظر منم ادم با عشق پاک میتونن همه چی وبسازرن ولی کو خوش بحالت بس نیست نزدیکه میتونی از پشت پنجره بوشم به مشامت برسه من با اون کیلومترا فاصله ام اون تبریز ومن …ارزومه فقط یکبار دیگه قبل مرگم ببینمش ولی اون حتی برا فوت بابامم پیام تسلیت نداد با وجود اینکه خواهرش خبر داشت این ودارم با چشای خیس مینویسم نمیدونم چرا به خاطر کس دیگه ای حاضر شد حتی بهم فحشم بده بخد ا سکوت کردم وباز هیچی نگفتم فقط رفتنشسو نظاره کردمو اون حتی یه نیم نگاهم به پشت سرش نکرد

  47. دلشکسته می‌گه:

    عاشق بی معشوق شده تاحالا اونقدر دلتشکته باشه که تنفر جای عشقتو بگیره؟شده اونقد رمتنفر بشی که شب روز کسی رو که یروز همه کست بود نفرین کنی?ببین من چی کشیدم. خیلی دوسدارم غیر از اینجا که بعضی وقتا برا همدردیت نظر میدم در ارتباط بودم ولی فکرشو میکنم نمیتونم بکسی که عین خودمه کمک کنم چون واقعا دیگه هیچم ودر توان خود نمیبینم بهت پیشنهاد میکنم بری پیش روانشناس

  48. sara می‌گه:

    باهاش بازی نکن باهات بازی میشه رسم دوزگااره منم عاشقش بودم یک سال ولی الان حسم بهش نمی دونم جیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

  49. MARYAM می‌گه:

    منو عشقم خیلی همو دوس داریم ولی خونواده من راضی نمیشن ب هیچ وجه موندیم چیکار کنیممن بدون اون نمیتونم خونوادم هم هرکار کردیم قبول نکردن چیکار کنیم یه پیشنهاد بدین

  50. تنها می‌گه:

    بهتره بدونی دلیل خونوادت چیه.شایداونام حق دارن بهتره عقلتم درنظربگیری.ولی اگه میدونی پسره لیاقتتوداره تااخرباهاش برو

  51. مهربون می‌گه:

    سلام دوستان من پنج سال پیش با ی پسری(رضا) دوست شدم ب واسطه دخترعمم.امافقط پنج ماه تونستیم باهم باشیم باهم سازگارنبودیم دلیلش زیادبودومسخره.ی روزی عاشق همدیگه بودیم براهم میمردیم حتی ب خونوادم قول ازدواج بامنم داده بودامانمیدونم چیشد ی هویی ولم کرد ب مامانم گفت دیگه دوسم نداره. من داشتم دق میکردم شب وروزکارم گریه کردن بود حتی مامانمم وقتی حالمومیدیدپاب پابام گریه میکرد اره گذاشتورفت منوبابی ابرویی بدبختیودلتنگیام تنهام گذاشت هرچی بهش زنگ زدم گفتم تروخدانرومن بدون تومیمیرم تروبخدااذیتم نکن هرچی بگی میشم برات فقط نرومن عاشقتم هرچی بهش گفتم ببخش اگه باهات دعواکردم ولی رفت چن ماه فقط اهنگاشوگوش میکردموگریه.اخه چرابایدبره زشتم نبودم بگم بخاطرقیافم.نمیدونم اخه ی روزبخاطردروغی که بم گفته بودسخت باهاش دعوام شدوگفتم که نمیخوام چنروزباهاش حرف بزنم شایدنبایدانقدسخت میگرفتم.ینی بخاطراین بود!!!؟؟؟؟؟؟ هرچی دعاکردم هرچی التماس.بی فایده بود……….خلاصه امامن بخاطراینکه غصه نخورم با یکی دیگه (امیر)دوست شدم اولاش باهاش براسرگرمی دوست شدم امابعددوسش داشتم اخه خیلی بهم ثابت کردعاشقمه من هرچی دق ودلی داشتم سراین بدبخت خالی کردم ولی ی بارآخ نگفت نمیدونم شایداین کارم ی حماقتی بیش نبود ولی دوباره عاشق شدم .که یهورضابم زنگ زدوباکلی غلط کردم خواست دوباره باهام باشه منم ازش متنفربودم ولی دلم نیومدنه بهش بگم بعدکلی بی محلیم دونس باامیردوستم.کلی فوش بارم کرد.ورفت تاینکه بعددوسال باامیرنامزدشدم الان چن ماهه همش بفکررضاافتادم ینی مثل خوره افتاده جونم گاهی فک میکنم اشتباه ازمن بوده من مقصرم ولی بازمیگم اون بی غیرتی کردوابروموبردنمیدونم چرابعدپنج سال اومده یادم اخه چراالان منکه شوهرب این خوبی دارم الانم که الانه برام جون میده من امیروب رضاترجیح دادم ولی بخدانمیدونم چراغصه گذشتمومیخورم ینی کارم درست بوده تازگیام شنیدم رضازن گرفته همش غصه میخورموافسوس گذشته.تروخداکمکم کنید چیکارکنم نامزدم داره ازم دورمیشه دارم سردمیشم نسبت بهش تروخدابگیدچیکارکنم ینی رضاباین همه بلا ک سرم اوردمیتونه خوشبخت شه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

  52. مهربون می‌گه:

    بچه هامن خیلی تنهام بااینکه نامزدم دارم نزدیکم هستم بهش اماخیلی ازش دورشدم جنروزحرف نزدن جنروز ندیدن همدیگه عادت شده برامون ماکه عاشق هم بودیم شایدمن خیانت کردموب پسردیگه فک کردم شبوروزتوخونه تنهام مثل دیونه هاشدم

  53. نفس می‌گه:

    مهربون میخای زندگی خودتو ب خاطر کسی خراب کنی ک چن سال پیش تنهات گذاشت؟همونی ک با گریه تو دلش ب رحم نیومد؟اونوقت میخای الان ب امیر ک عاشقته امیر ک زندگیو بهت برگردونده چیکارکنی؟ نکن با خودت اینکارو..

  54. یاسمن می‌گه:

    سلام دوستای من.خدا کنه که همه یعاشقا بهم برسن
    من شخصی رو به نام امیر خیلی دوست داشتمو دارم و خواهم داشت
    منم به عشقم نرسیدم
    یکی بهم بگه چرا اینطوری باید بشه ؟
    دلم خیلی گرفته
    دلم براش خیلی تنگ شده
    تا فهمید عاشقشم رفت
    کاش بیاد این نوشته رو بخونه
    خدایا همه ی عاشقارو بهم برسون

  55. نازي می‌گه:

    منم یه دوس پسردارم که باهام قصدازدواج نداره ماهموخیلی دوس داریم ولی اوناخیلی پولدارن مامعمولی من چیکاکنم

  56. غریبه می‌گه:

    خسته شدم
    دیگه انتظار بسه…اگر دوسم داشت…
    اووووف چ فکر های بیهوده ای
    ب خودم امدم وای ببین ساعت از ده گذشته
    هیچ باو فقط دانشگاهم دیر شده
    امتحانم بد شدم همین
    همیشه ک نباید عاشق بود
    عشق مزخرفه من ن عاشق شدم ن میشم
    عشق مال تو فیلماس
    الکی خودتونو درگیر نکنید رفت خب بدرک منتظر بعدیش بمونید
    دنیا دو روزه اینقدر عذاب نکشید
    تا وقتی تو این دنیا هستید هم خوشی کنید هم برای اون دنیا اماده شید همین

  57. بالاخره تنهام گذاشت
    اون دیگه رفت
    الان حسرت همون بی محلی هاشم میخورم…
    کاش یکی میفهمید دلم داره چی میکشه…
    جز مرگ به هیچی فکر نمیکنم…
    خوشبخت شی عشق من♡
    بی نهایت عاشقتم

  58. سامان می‌گه:

    سلام دوستان منم یه نفرو خیلی دوست دارم خیلی…
    متاسفانه اون دوست پسرداره بهش هم گفتم که تا ابد دوسش دارم
    نمیدونم این شانس من چرا اینقدبده بین این همه آدم چرا باید کسیو دوست داشته باشم
    که اونم یه نفر دیگه رو دوس داره
    با وجود اینم خیلی دوسش دارم
    حتی جونمم براش میدم ولی چه فایده که نمیفهمه
    من اونو میخوام اگر بهش نرسم که میدونم نمیرسم ترجیح میدم تا آخر عمزم تنها بمونم
    دنیای من تویی،،،دنیای توکیه،،،

  59. نگار می‌گه:

    سلام من یک سال و نیم با کسی بودم ک اولاش دوسش نداشتم و همش مسخرش میکردم اما بعد ار چند ماه دیوونش شدم تا فهمید دوسش دارم ورق برگشت بخاطر یه زن منو ول کرد خدا تقاص اشکامو ازش بگیره همیشه نفرینام پشت سرشه تازه خیلیم ازش سرتر بودم حتی زندانم رفته بود

  60. منم یکی و خیلی دوست داشتم و دارم اما خونوادش با من مخالفن نمیدونم چرا خودشم دیگه ازم سرد شده میترسم زنش بدن اونوقت نمیدونم باید چیکار کنم هیچ رقمه نمیتونم قیدشو بزنم

  61. تورو خدا کمکم کنید یچیزی بگید بم ارامش بده

  62. amir ali می‌گه:

    عشق.ایکاش همه باور میکردنش.وقتی کسی که عاشقشی با کل خانواده دربارش حرف زده باشی تنهات بزاره.کسی که حاضر باشی جونتو واسش بدی تنهات بزاره.دیگه بدم میاد از زندگیم.اگه تا الان زندم فقط بخاطر مادرمه.

  63. Sogand می‌گه:

    Azizam lac k vase khoonevadash ya har dalili sard besheh Nesbat bt behtareh nabasheh

  64. mina می‌گه:

    سلام بچه های گل خوبین؟؟؟
    چه غمگینانه نوشتین دلم خیلی گرفت…
    بچه ها منم تو زندگیم خیلی شکست عشقی خوردم. خداییش من دختر خراب و تخت خوابی نیستم خداروشکر، ولی دوست پسر زیاد داشتم. من زخم عشقی چندبار خوردم. اولین بار توی ۱۷سالگی با یه پسر به اسم هومن دوس شدم که بهتره خاطراتمونو تعریف نکنم چون جداییمون تلخ بود. بیخیالش. بهش علاقه نداشتم و عاشقش نبودم اما بدجور بهش وابسته شده بودم. خداییش خوشگل و زیبا هستم همه میگن. ولی دوستم آرزو زیرآبمو زد و رفت به هومن الکی گفت مینا پسرداییشو دوس داره و میخوان باهم نامزد شن. هومنم ناراحت شد. بعدا شنیدم که اونا باهم دوس شدن. خیلی دلم شکست خیلی.
    اولین عشقم نبود ولی اولین دوس پسرم بود هومنو میگم.
    بعداز هومنم با چندنفر دیگه دوس شدم فقط برا سرگرمی. تا اینکه چندسال بعد یعنی آبان سال۹۲ اتفاقی با پسری به اسم حامد آشنا شدم. خیلی پسرخوبی بود ازمن ۴سال بزرگتر ولی اصلا دوس دختر نداشت فقط ۱دوس دختر تلفنی داشت. حامد خیییییییلی خجالتی بود. پسرخوب و پاکی بود. وقتی تلفنی آشنا شدیم قرار گذاشتیم که همو ببینیم. جایی که قرار گذاشتیم من نشسته بودم رو صندلی تا اون بیاد. هی ازم مشخصاتمو میپرسید. منم بهش گفتم کوله پشتیم صورتیه و عینک آفتابی زدم. بعد گفت پیدات کردم گفتم خب بیا جلو دیگه اصلا نمیومد. عصبانیم کرده بود. گفتم اگه نمیای تا من برم؟؟؟ گفت صبرکن مینا میام عصبانی نشو خجالت میکشم. بعد دیدم یواش یواش اومد جلو همشم سرش پایین بود صورتش قرمز شده بو از خجالت. خخخخخخ خندیدم گفتم خجالت میکشی؟؟؟ گفت اره. بعداز اونروز دوستیمونو ادامه دادیم تا اینکه بهم گفت به استخدام نیروی انتظامی درومده و شغلش یگان ویژه ست. گفت مینا خیلی دوستت دارم زنم میشی؟؟؟ منم واقعا عاشق حامد شده بودم آخه خیلی پسرخوبی بود. گفتم نه فعلا ازدواج نمیکنم میخوام درسمو ادامه بدم اون گفت خب توی خونه من ادامه بده من که مخالفتی ندارم بعدا گفت من باید برم ماموریت مراقب خودت باش منم گفتم باشه. تو ماموریت اصلا اجازه نمیدادن گوشی دستشون بگیرن. خودمم از چندنفر دیگه آمار گرفته بودم میگفتن یگان ویژه شغل سختیه اجازه ندارن گوشی بگیرن دستشون. آخه من به حامد حساس شده بودم پرخاشگری میکردم دعواش میکردم که چرا جواب منو نمیده اما اون میگفت آخه ماموریت نمیذارن. بعد گفت مینا میخوام همیشه کنارم باشی اذیت نکن دیگه بذار بیام خواستگاریت گفتم حامد الان زوده حالا حرفشو نزن گفت کجا زوده باباجون من ۲۶سالمه توام ۲۲سالته گفتم فعلا حرف ازدواجو نزن. گفت مینا جان مادرت اذیت نکن دیگه سریع شماره مادرتو بده که مامانم واسه خواستگاری زنگ بزنه. منم دادم. ولی بعدش دیگه خبری ازش نشد منم اصلا یدونه اس هم بهش ندادم چون غرورم اجازه نمیداد. بعداز چندوقت تو واتسآپ پی ام داد سلام عشقم خوبی؟؟ من عصبانی بودم گفتم چه عجب یادی از ما کردی بعداز مدتها!!! گفت ناراحتی ازم؟؟؟ گفتم نباشم؟؟؟ گفت درک کن بخدا ماموریت بودم. بعد دیگه هیچی ننوشتم. شماره های حامدم از گوشیم پاک کردم. دیگه تا الانم که چندماه میگذره خبری ازش ندارم. نمیدونم اونی که خیلی دوسم داشت چرا یهو بی خبر رفت……..
    همه شماره هاشو دارم توی دفترم ولی اصلا غرورم اجازه نداد حتی یه اس تبریک سال نو بهش بدم. نمیدونم چرا فراموشم کرد…..

  65. ی بدبخت می‌گه:

    سلام منم عاشق شدم همین دیشب ترکم کرد اون دست رو قران گذاشته بود ک تنهام نمیزاره بنظرتون این دنیا چی هس مگه من چ گناهی کرده بودم ک بخاطر قسمش باورش کردم تاعمر دارم نفرینت میکنم علیرضا

  66. عقاب می‌گه:

    بیچاره کسی که میفهمه به دروغ دوست داشته شده!!!!!!!!
    خدا به همه دلشکسته ها از جمله خودم صبر بده
    امین

  67. غریبه می‌گه:

    من سه ساله دارم دوریشو تمل میکنم داشاماجان کی

  68. نام می‌گه:

    سلام دوستان.میخوام بگم عشق .جدایی .خیانت و… سخته اما هیچ وقت با زندگی خودتون بازی نکنید فقط زمان هست که میتونه مرحم دل باشه صبوری کنید حتی در بدترین لحظات زندگیتون

  69. رها می‌گه:

    کسی چه میدونه درد یعنی چی.وقتی عشقت با رفیقت نامزدن

  70. فاطمه می‌گه:

    من یه نفروخیلی دوستش داشتم امشب بهم گفت ولش کنم دارم داغون میشم اونوقت خیلی حالم خراب شد امیدوارم چیزی بهش نگفته باشم ودلشو نشکسته باشم دارم میمیرم خدایا کمکم کن خدایا برش گردون خودت

  71. یه عاشق می‌گه:

    من عاشق دختریم که اونم اندازه ی من عاشقمه
    دختر خالمه ولی خانوادهامون قبول نمیکنن
    به دلایل مختلف هر چند منو خلی دوست دارن و هیچ مشکل خانوادگی نداریم
    با اینکه یکیو دارم از همه تنها ترم……
    واسه اینکه بلایی سر خودم نیارم ۱۶ ساعت در روز رو پای سیستم ۸ ساعت بعدی رو میخوابم
    ولی اگر یه روزی اجباری به خاطر خانواده ها بین ما تموم شه …

  72. sara می‌گه:

    salam emroz tavalode eshgham bpd kheili ghose khordam alan ba yeki digast behesh s dadam ama khatesh daste eshghesh bod …

  73. انا می‌گه:

    عشق وعاشقی ماله کتاباست خیلی کم ادمش هست ک از ته دل عاشق باشه هرکی این روزا از عشق گفت بگو بهش چند ساعت عاشقی انقد دختر عمل کرده وپسر بزک کرده توخیابونا پر شده ک کسی واسه عشق تره هم خورد نمیکنه ادم بودن ی چیزی کمیابی شده همه روش زندگیشون حیوونی شده دخترا برا پول ابروشونو عزتشونو نجابتشونو میدن پسرا هم برای هوسشون .ولی یکی هست اون بالا تقاص دونه دونه اشکای ی عاشق و میگیره و وقضاوت درست میکنه این حیوونای ادم نما ودتر ازاون چیزی ک فکر کنیم جزاشونو میبینن .دیگه برای مرد بودن تواین دوره زمونه جنسیت شرط نیست همین ک وفادار باشی و نجیب و ادم مردی .هممون ی روزی برمیگردیم ب خاک ای کاش اینو همیشه یادمون باشه.

  74. نازی می‌گه:

    من و عشقم ۶ سال دوست بودیم قرار بود بیاد خواستگاری اما نامردی کرد هیچ وقت نمیبخشمش زندگیمو خراب کرد و رفت

  75. donya می‌گه:

    من چهار سال پیش با ی پسری آشنا شدم با ی نگاه عاشقش شدم اما اون زیاد دوسم نداشت اینو با رفتاراش و کم محلیاش بهم میفهموند انقد بهش محبت کردم که ازم سیر شد .ی روز با دوستم رفتیم بیرون اونم اومد بعد از چند وقت فهمیدم با دوستم دوست شده بوده و باهم رفته بودن بیرون و بهش پیشنهاد …داده بوده.داغون شدم دنیا رو سرم خراب شد.اما اسرار کرد که برگردم و برگشتم.اما همش اسممو اشتباه صدا میکرد…پیام اشتباهی میداد و میگفت داداشم میخواست با گوشیم اس بده اشتباه داده به تو.من هنوز باهاشم.قصدش ازدواجه. ب نظرتون چیکار کنم؟دارم روانی میشم…….

  76. عسل می‌گه:

    رها گل گفتی . درد یعنی عشقت با رفیقت دوست باشه . درد یعنی پیش دوستت بشینی و اون از عشقش برات بگه و بغض ت و تحمل ت پشت این لبخندها پنهون بمونه . بیشتر از بنده ها این خدا بود که دلمو شکست … برا خدا زجه زدم اگه برا ابرها زجه میزدم به جای بارون سیل میومد . وقتی عشقت جلو چشماته اما قلبش تو سینه ی دوستم زندانیه من چی میتونم بگم . خدا که میتونست کاری بکنه اما نکرد … بیشتر لز بنده ها این خدا بود که دلمو شکست این خدا بود که دلمو شکست این خدا بود که دلمو شکست …

  77. fateme می‌گه:

    جلل خالق
    خدا رو شکر نه عاشق شدیم نه کسی عاشق ماشده
    والا بخدا
    ادم این داستانارو میشنوه دلش به درد میاد

  78. سمی می‌گه:

    مینا خانوم حامد فامیلیش چی بود

  79. ملیسا می‌گه:

    سلام… مینا خانوم میشه فامیلی حامد رو بدونم؟

  80. ناشناس می‌گه:

    سلام
    از عاشق شدن بیزارم بیزار

  81. نام می‌گه:

    راستی باهام کاری کرد حالم از خودم بهم می خوره ۱۴سالمه فقط
    کل خانوادمو بهم بی اعتماد کرد به اون یه نفر می گم ازت متنفرم تا اخر عمرم ازت نتنفرم اما تلافی میکنم به جون داداشم که از همه بیشتر دوسش دارم تلافی میکنم

  82. یه آدم خسته می‌گه:

    سلام داستان تلخی بود داستان زندگی منم تلخه دوست دارم یکی زندگیمو بنویسه هرکی خواست خبربده مرسی۰۹۳۹۸۷۲۰۷۹۰

  83. الهه می‌گه:

    سلام بچه ها…من اولین باره ب این سایت میام میدونین منم ی عاشقم بدددددجورهم عاشقم..خونواده من راضی ب رابطه من باعشقم نبودن اخه اون ۱۵سال ازمن بزرگتر بود.ینی ۱۲سالم بود ک عاشقش شدم ولی کسی درک نکرد میگن عاشقی تو اون سن دروغه ولی من الان بد ازچن سال ک یکی دیگه اومده توزندگیم فقط ب محمد فک میکنم و هیچ حسی ب کسی ک توزندگیمه ندارم..شب نامزدیم هم هودمو واسه همیشه ازاین دنیا خلاص میکنم .واسه خواهرم هم ارزوخوشبختی کنین اون مانع رسیدن من ب محمد شد و الان خودش میخواد باداداش محمدازدواج کنه….توروخدا واسم دعاکنید ک لاقل بدازمرگم ی شب بدون گریه بخوابم

  84. رسوا می‌گه:

    داستانهای غم انگیزهستند

  85. سحر می‌گه:

    سلام من تو یه این شبکه های اجتماعی با یه پسر آشنا شدم اولاش سرگرمی بود وقتایه بیکاری مو پر میکردم باهاش و یه جورایی اصلا خوشش نمیوم ازش ظاهرش رفتارش ….. به دلم نبود . بعد ۶ ماه باهم بودیم شب و روز بهم اس میدادیم حرف میزدیم فکر وذهنم شده بود اون . خیلی از پسرا گفتم بهم ولی جواب ندادم تا اینکه به خودم اومدم دیدم عاشق شدم ولی حواسم نیس . بعد هر دوتامون دانشجو . شرایط ازدواج نداشتیم پسره میگف تا آخر عمرم وایمیسم فقط تو رو میخام میگف جز تو کسیو نمیخام حتی حاضر بود جونشو بده به خاطرم . تا اینکه یه روزی تصمیم گرفتیم باهم بریم مسافرت چن روزی باهم باشیم بدون اجازه خونواده رفتم به بهانه اینکه دانشگا کار دارم و …. بعد تو اون سه روز پلیس گیر داد بهمون زنگ زد به خونواده ی من بعدش مارو فرستادن خنهامون بعد م هیچی . پسره دیگه نه اس داد بهم نه زنگ …… الان من موندم و عشقش که هر شب منو به گریه میندازه

  86. ساناز می‌گه:

    سلام.
    ازاول صفه باخوندن داستان وهر کامنت زار زار گریه کردم
    خداهمه ی کسایی ک عاشق همدگ هستن رو بهم برسونه
    ۶ سال پیش بود همیشه میدیدمش ولی بهش حسی نداشتم اونروز سرسفره نشسته بودیم کل طایفه دورهم بودیم میگفتیم میخندیدیم نمیدونم چی شد سرمو بلندکردم داشت منو نگامیکرد تاحالا ب عمق چشاش نگانکرده بودم نگاهم بهش گره خورد و عاشقش شدم اونشب تاصب فقط ب چشماش فک میکردم باخودم گفتم شماک ازبچگی باهم بزرگ شدین پس چراالان عاشقش شدی این عشق نیس ولی ن عشق بود هرروز بیشترازقبل دوسش داشتم واس دیدنش هرکاری میکردم ۶ سااال عاشقش بودم هنوزم هستم بهترین پسر دنیاس هیشکی مثل اون نمیتونه باشه
    قرارشد یه روزبش بگم باخودم گفتم روزی ک دانشگا قبول بشم میگم بش دوسال پشت کنکورموندم قبول شدم یه رشته ی خوب قراربود اونروز بگم بش روز جشن دانشگاهم ک مامانش اومد توی جمع گف داریم میریم خواستگاری پسرم دنیاروسرم خراب شد بین اونهمه مهمون نمیدونسم چیکاربایدبکنم رفتم بیرون مات دوربرمو نگامیکردم دیر شد خیلی دیر تاابدازدستش دادم تاابد
    میدونی سرسفره عقد من درست کنارش واستاده بودم اونادست هموگرفته بودن داشتن زن و شوهرمیشدن من مات عشقم بودم مات خنده هاش ازته دلم واسش ارزی خوشبختی کردم هرحرفی ک عاقد میگف دلم خون میشد اخرش دست زدیم ب افتخار زوج جوان
    نتونسم دگ تحمل کنم رفتم حیاط خودموبزورنگه داشتم داشتم خفه میشدم ازبغض ولی دگ نمیشدکاری کنم اونروزاتنهاکارم گریه بود شب تاصب صب تاشب
    خوشبحال دختره ک همچین پسری عاشقشه حاضرم همه ی زندگیمو بدم فقط یک روز جای اون باشم یک بار بمن بگه عشقم دستمو بگیره ولی دگ تموم شد عشق یکطرفه سخته خیلیییی
    فراموشش نمیکنم همیشه صاحب قلبم میمونه ولی ارزومیکنم لبخند همیشه ولباش باشه و عشقش پیشش باشه
    عاشقتم عشقم

  87. الهه جون می‌گه:

    سلام دوستان خونواده ی عشقم راضی نیستن میگین چیکار کنم

  88. پرهام می‌گه:

    واقعاداستان بیمزه وبیمفهومی بود

  89. سلام بچه ها من عاشق ی دختری شدم دوسالیه اونم خیلی عاشقمه حاضره جونشو برام بده ولی بابام مخالفه با ازدواج من با اون اخه من باهاش تو شبکه های اجتماعی اشنا شدم بابام میگه ک اون دختر ول هست ولی من اونو میشناسمش کامل هر روز نمازشو میخونه حتی عکسشم برام نمیفرسه میگه بعد ازدواجمون ارشام جون من هر روز میرم دم خونشون اون از پنجره بهم نگاه میکنه دیگه نمیدونم چیکار کنم ک بابام قبول کنه لطفا کمکم کنید بچه ها tankyou

  90. سلام .پیام هاتونو خوندم واقعا بعضیا بهشون خیلی بد خیانت شده.نمیدونم ولی خودم و عشقم هنوزم با همیم و ی چند تا مشکل خیلی بد واسم پیش اومد طوری ک چند ماهی افسردگی داشتم .ولی بازم باهمیم الان چند وقتیه هر روزم داریم بهتر میشیم.داخل رابطتون اگ دخترین نمیخواد هی ب دوست پسرتون ثابت کنین دوسش دارین .زیادی بهش رو ندین .ولی حتما حداقلروزی ی بار بهش بگین. پسرا.زود اعصابتون خورد نشه .طریپ غیرت بر ندارین.البته روی پسرا حساس باشین .نگین تو مقصری بگین میترسم ازت خوشت بیاد و من تنها بشم.همیشه رابطتتون بخندین ب هم .اونقدر بخندین و شاد باشین ک هیچوقت دلتون از کسی دیگ خوشش نیاد:-) اگ خندتونم نمیگیره ی بار واقعا ب دوست دخترون بگین بخند بخند بخد اینطوری خخخخخخ خخخخخخ :-) 😀 خودتون الکی الکی خندتون میگیره:-) اونایی ک واقعا اون کسیو دوست داشتن و خانوادشون باعث جداییشون شده .اول اول برین دلیلشو از خانوادتون بپرسین خب.چرا میخواین همو فراموش کنین .فراموش کردن اونی ک دوستش داشتی غیر ممکنه جادوی عشق جادوی عشق میکن همینه دیگ:-) بعدشم اینکه خانواده صلاح بچو میخواد.(البته ب سخته مادر دوست دخترم خیلی از این گیر و این چیزاست خخخخ) ولی بازم دارم میگم هیچوقت سعی نکنین خیانت از طرف شما بوده باشه .اگ واقعا از هم خسته شدین کاری کنین طرف مقابل خیانت کنه خخخخ:-) اینم پیام های چرت و پرت من درباره زندگی:-)

  91. دخترک می‌گه:

    سلام
    چه حسه خوبیه وقتی اینجا با کسایی آشنا میشه که دردشون باتو یکیه..
    راستش من۲۶سالمه
    رفاقت تا دلتون بخواد داشتم
    همیشه هم عاشق میشدم
    تا اینکه دانشجوشدمو توشهری که قبول شدم خوابگاه گرفتم و دور از خونواده ای که تعصب خاصی بهم داشتن و پاپیچ من بودن به آزادی فوق بالایی رسیدم
    تو اون شهر واقعا زندگی کردم
    منی که برا بیرون رفتن از خونه باید هزارتا بهونه میداشتم تا برم سرقرار با دوست پسرم ..دیگه تو شهردانشگام که قزوین بود براحتی بیرون میرفتم
    خلاصه ازصبح تا۸:۳۰زندگی کردم
    تا اینکه با یه پسری آشنا شدم که اسمش فرشیدبود توسط یکی از هم خوابگاهیام
    نمیخواستمش چون درگیر غم از دست دادن عشق قبلیم بودم
    خداوکیلی پسره خوشگلوجذابی بود
    بارها دوسنش زیرآبشو پیش من زدن که بامن دوست بشن
    حسودیشون میشد که فرشید بامن دوسته!
    فرشید خیلی منو میخواست چه شبا که تا نصف شب گربه نمیکرد برام که دوستت دارم
    برا اینکه از. فکر ازدواج بامن بیرون بیاد. براش از همه چیز گفتم ازاینکه باچند. ده نفر دوست بودم!!
    اما براش مهم نبودو قبول کرد!!!
    اما تا اینکه منم عاشقش شدم همه چی تغییر کرد
    توگوشیش شماره دختر دیدم
    بارها پیچوندم گفت میرم خونه اما بعدمن پیش یکی دیگه میرفت
    بماند من ترم آخر خوابگاه نگرفتم اونم وقتی منو مثل سابق کنارم ندید شروع کرد لش بازی
    تا اینکه منم دل بسته اش شدم
    یه روز. رفتیم سفره خونه بهش گفتم چرا بامن اینکارو میکنی
    چرا؟؟؟
    توکه عاشق مت بودی عکس منو نشون خونوادت دادی پس چرا سرد شدی؟؟؟
    بهم گفت میدونی؟!؟.
    تویی که با چندین نفر. بودی چطور باهات ازدواج کنم؟؟
    باورم نشد!
    منو بخاطر چی پس زد
    منی ک شاهد. لش بازیاش بودم
    از سر لجش ۲روز بعدش به یکی از خواستگارام جواب مثبت دادم
    پسر فوق العاده باخدا باایمان
    کسی که عاشقمه
    اما من پشیمونم
    هنوز به فرشید فکر میکنم
    چرا که از سرلج بااون ازدواج کردم
    با اینکه هزارتا دویت پسر. داشتم اما احساس میکنم عشق اولم فقط وفقط فرشیده
    لعنت به دلم
    نمیتونم تصورش رو کنم فرشید نازم که جاذبه خاصی داشتو خوشتیپ بود مالخ کسی دیگه بشه
    نه خدااا
    امیدوارم اونم باکسی بره که هیچ حسی بهش نداشته باشه
    آینده من نصیبش شه

  92. بی نام می‌گه:

    سلام به همگی
    من از عشق متنفرم حتما مسخرم میکنید ولی مطمئنم هیچ کدومتون دردی ک من کشیدمو نکشدید

  93. علی می‌گه:

    خواهشا دلشو نشکون شاید خیلی راحت بتونی عشقی که هیچ وقت در تو وجود نداشتو فراموش کنی ولی با جون و احساس کسی که عاشقته بازی میکنی

  94. نام می‌گه:

    لعنت به زندگی خیلی مسخرس کاش میمردم

  95. raha می‌گه:

    روز اول دوستی یک دختروپسربود

  96. raha می‌گه:

    عشق یعنی چکیدن شمع همچو از گرمی عشق
    عزیزان همتون را درک میکنم چون من تجربه ی خیلی چیز هارا توی زندگیم کشیدم که شازد شما فکرش را هم نکنید

  97. خسته می‌گه:

    از عشق نفرت دارم

  98. نازنین می‌گه:

    ۲ سالی میشد که با هم بودیم،خانواده هامونم در جریان بودن،شاید نتونید باور کنید ولی خیلی همو دوس داشتیم طوری که همه میگفتن غیر ممکنه از هم جدا بشید،از نظر قیافه و همه چی خیلی ازش سر بودم خیلیییی،همیشه بهم میگفت تو یه فرشته ایی که خدا واسه من فرستاده تو خیلی خوب و مهربونی تو خیلی خانمی……میگفت تلاشم رو واسه عشقمون میکنم،ولی یه روز صبح بعد از کلی خندیدن و خوب بودن با هم،بعد از یه ساعت گفت بهتره از هم جدا بشیم به نفعه جفتمونه،فک کردم داره شوخی میکنه،ولی ایکاش که شوخی بود،گفت خانواده اش میگن که غیر ممکنه و نمیشه،هر چی گفتم که دوسش وارم متوجه نشد و رفت……..هعی با خودم میگم که حقه من این بود؟اینهمه دوسش داشتم حقم این بود؟واقعا عشق که میگفتن این بود؟هه….عشق رو دوس ندارم،فقط از خدا میخام که یه روزی مث من بی صدا بشکنه،مث من خرد شه تو خودش……

  99. ندا می‌گه:

    هرچی عشقه الکیه شمام بیخودی میگید عاشقید ما تو عصری هستیم ک همه ادای عاشقارو در میارن

  100. تتها می‌گه:

    عشق دروغه تنها یه عشق وجود داره اونم عشق مادر به فرزندشه
    بقیش دیگه کشکه شک نکن دخترهای این زمونه پول میخوان مشتی دوره عشق صداقت و غیرت و مردانگی گذشت دیگه پوله که حکم میکنه …و یه پیام فوق العاده به مادرهای آینده هر دختری که به دنیا آمد به او شیر سگ دهید تا با وفا شود … خاک پاتونم

  101. نام می‌گه:

    سلام منم یه زنم عاشق همسرمم دیوونه واردوسش دارم اگه یه لحظه نباشه میمیرم امااون دوسم نداره همش بازناودخترای دیگس هی توبه میکنه بازشروع میکنه دیگه بعدنه سال بایه بچه ناز خسته شدم همش ازش گدایی محبت میکنم ازخودمم خستم بعضی وقتا مرگ میزنه سرم بعدپشیمون میشم مگه من چیم کمه ازهرزه های خیابونی چقدباید عذاب بکشم انقدخانوادمو بی ارزش کردم که دیگه راهی واسه طلاق ندارم فرشتمو چیکار کنم فرداروز اگه باباشوخواست چیکار کنم مگه من یه دخترشهرستانی ساده ازخداچی میخواستم که اینجوری بدبختم کرد اگه تن فروشی میکردم پیش خداو شوهرم عزیز بودم خیلی دلم گرفته ازخدا دیگه ناندارم موهای سرم ازبس تنهابی کس غصه میخورم سفید شده میخندم اما آتیش گرفته دلم میگه دوسم داره عاشقمه مگه آدم عاشق خیانت میکنه دیگه چشام نمیبینه همه این متنوباگریه نوشتم خدااااااااابسه تمومش کن بگیرزندگیتو به بچم رحم کن خداااااادلگیرم ازت

  102. تنها می‌گه:

    سلام منم یه زنم عاشق همسرمم دیوونه واردوسش دارم اگه یه لحظه نباشه میمیرم امااون دوسم نداره همش بازناودخترای دیگس هی توبه میکنه بازشروع میکنه دیگه بعدنه سال بایه بچه ناز خسته شدم همش ازش گدایی محبت میکنم ازخودمم خستم بعضی وقتا مرگ میزنه سرم بعدپشیمون میشم مگه من چیم کمه ازهرزه های خیابونی چقدباید عذاب بکشم انقدخانوادمو بی ارزش کردم که دیگه راهی واسه طلاق ندارم فرشتمو چیکار کنم فرداروز اگه باباشوخواست چیکار کنم مگه من یه دخترشهرستانی ساده ازخداچی میخواستم که اینجوری بدبختم کرد اگه تن فروشی میکردم پیش خداو شوهرم عزیز بودم خیلی دلم گرفته ازخدا دیگه ناندارم موهای سرم ازبس تنهابی کس غصه میخورم سفید شده میخندم اما آتیش گرفته دلم میگه دوسم داره عاشقمه مگه آدم عاشق خیانت میکنه دیگه چشام نمیبینه همه این متنوباگریه نوشتم خدااااااااابسه تمومش کن بگیرزندگیتو به بچم رحم کن خداااااادلگیرم ازت

  103. نام می‌گه:

    من دوسال یکی رومیخواستم خیلی دوسش داشتم امابایکی رفت ک حتی فکرشم نمیکردم بادوستم رفت بادوستی ک حاضربودم جونم رابراش بدم خواستم یکی دیگ راجایگزینش کنم امانشد حالاکارم شده گریه غذام شده گریه و………. چند بارب خاطرش جلوی خانوادم واستادم بخاطرش ازهمه خوشیام گذشتم اماالان چی باکسی رفت ک حتی فکرشم نمیکردم شکست داخل زندگیم خیلی خوردم اماشکست عشقی ازهمشون بدتره فقط ی چیزی هیچ وقت عشقتون رانفرین نکنین توروخدابرام دعاکنین تابتونم فراموشش کنم چون بدخنجری بهم زد یوسف جون دوست دارم حتی الان ک باهام قطع رابطع کردی نفس