سامانه پیامک لحظه ها : 5653 000 765 3000  ( ارسال مطلب عاشقانه )

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

بدون تو …

 [ ۳ام شهریور ۱۳۹۲ ]

۳ دیدگاه

  1. سیما می‌گه:

    جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت 
      
    سر را به تازیانه او خم نمی کنم! 
      
    افسوس بر دوروزه هستی نمی خورم 
      
    زاری براین سراچه ماتم نمی کنم. 
      
    با تازیانه های گرانبار جانگداز 
      
    پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است! 
      
    جان سختی ام نگر، که فریبم نداده است 
      
    این بندگی، که زندگیش نام کرده است! 
      
     بیمی به دل زمرگ ندارم، که زندگی 
      
    جز زهر غم نریخت شرابی به جام من. 
      
    گر من به تنگنای ملال آور حیات 
      
    آسوده یکنفس زده باشم حرام من! 
      
    تا دل به زندگی نسپارم،به صد فریب 
      
    می پوشم از کرشمۀ هستی نگاه را. 
      
    هر صبح و شب چهره نهان می کنم به اشک 
      
    تا ننگرم تبسم خورشیدو ماه را ! 
      
    ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟ 
      
    من راهِ آشیان خود از یاد برده ام. 
      
    یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن 
      
    با من تلاش کن که بدانم نمرده ام! 
      
    ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا ! 
      
    زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز. 
      
    شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ 
      
    روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز! 
      
    ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست 
      
     بر من ببخش زندگی جاودانه را ! 
      
    منشین که دست مرگ زبندم رها کند. 
      
    محکم بزن به شانه من تازیانه را . 

  2. سیما می‌گه:

    ما بدهکاریم به یکدیگر

    و به تمام ” دوستت دارم” های ناگفته ای

    که پشت دیوار غرورمان ماند

    و آنها را بلعیدیم

    تا نشان دهیم که منطقی هستیم   

  3. ایمان ایکس می‌گه:

    سلام دوست عزیز
    سایت جالبی دارید
    اگه مایل به تبادل لینک بودید خبرم کنید.
    موفق باشید